شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خموش باش دلا عرض مدعا کردیزبان به بند، سر گریه را چو وا کردی
۲
ز شوخی ارچه بیکجا قرار نیست ترابرون نمی روی از خاطری که جا کردی
۳
بگلشن از قدمت داغ لاله مرهم یافتبخنده هم گره از کار غنچه وا کردی
۴
بزیر خاک تب هجر و رنج رشک بجاستکدام درد مرا ای اجل دوا کردی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth