شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

شمارهٔ ۱۳ - شکایت از تب و لرز

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرور ازین میهمان پُرتَعَب یعنی که تبچند روزی شد که تصدیع فراوان می‌کشم
۲
آنچه از دست من آمد ز اشک سرخ و روی زردپیش او هر لحظه نعمت‌های الوان می‌کشم
۳
تا نسوزد در دل من یادگار دوست رازاستخوان پیکان جانان را به دندان می‌کشم
۴
تیغ‌های آبدارم هست از فوج سرشکلیک بر روی مرض از ضعف لرزان می‌کشم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth