خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا جان مرا شد بغم عشق تولاکردم ز قرار و خرد و صبر تبرا
۲
با چاشنی عشق برابر نتوان کردنه آرزوی دنیی و نه لذت عقبی
۳
در هر دو جهان از هوس دیدن رویتعاشق نکند جز بسر کوی تومأوی
۴
ذرات دو عالم همه مست می عشقنددر بزم شهود تو نه ادناست نه اعلا
صفحهٔ ۱ از ۳