شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلاروی تو بذرات جهان کرده تجلی
۲
هر لحظه کنی جلوه دیگر پی نظارزان جلوه یکی مؤمن و دیگر شده ترسا
۳
بی نور تو عالم همه در ظلمت نابودای رحمت عالم تو شده محیی موتی
۴
دیدیم عیان مهر رخت از همه ذراتزان روی شدیم از همه رو واله و شیدا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth