شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بده می که بود مستیش فناتا وارهاندم ز خمار منی و ما
۲
زان باده که چون که بنوشیم جرعهفارغ کند ز غصه دنیا و دین مرا
۳
از جام عشق جمله جهان مست و بیخودندرقاص و کف زنان همه گویند تن تلا
۴
پر شد زیار عرصه کونین و همچنانبی دیده در طلب که کجا جویمش کجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth