شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم از خانه برون آمد سرمست و خرابجام می برکف و می گفت خذوا یا احباب
۲
جام جم کی بنظر آرد و لذات دو کونهرکه یک جرعه بنوشید از آن باده ناب
۳
هرکه از پرده پندار نیامد بیرونروی آن یار کجا بیند و آن جام شراب
۴
مجلسی بس عجب و عشرت و عیش است و طربساقی و جام می و مطرب و آواز رباب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth