خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریزد مدام ساقی جانها شراب نابدر کام جان که مست خرابست در خراب
۲
گوید حریف ماشو و پیوسته باده نوشنظاره کن جمال دلفروز بی حجاب
۳
نوشیم جامهای پیاپی ز دست دوستزان باده که نیست خمارش بهیچ باب
۴
در کوی زهد جان مرا چونکه راه نیستمائیم و بزم عشق و می و مطرب و رباب
صفحهٔ ۱ از ۲