شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شابذره وار از مهر رویت عاشقان در اضطراب
۲
همچو شمع از سوز دل گریان همه شب تا بروزسالها بودم که تا رویش بدیدم بی نقاب
۳
جان دهد دل از برای بوسه لعل لبشچون کند تشنه است از آن، جان می دهدازبهرآب
۴
چشم مستش تا بدام آرد دل خلق جهانهمچو صیادان جادو خویش را کرده بخواب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth