خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صیت جمال روی تو عالم فروگرفتحسنت جهان گرفت و بوجه نکو گرفت
۲
زاهد که منع عاشق دیوانه می نمودرویت چو دید آتش عشقش درو گرفت
۳
بی پرده تاب حسن و جمالش کسی نداشتزان رو نقاب مائی ما را برو گرفت
۴
غلمان و حور را بنظر کی درآوردهر دل که با جمال رخ یار خو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲