شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دایما درد تو همراه منستعشق تو هم حاکم و شاه منست
۲
هرکه بیدارست شبها در جهاناز فغان و زاری و آه منست
۳
دو گواه عدل بر سوز دلمچشم گریان روی چون کاه منست
۴
سرور خوبان عالم این زماندلبر زیبای چون ماه منست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth