شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاثمن ز دستش چاره جز مردن ندارم الغیاث
۲
دامن وصلش نمی آید بدست و من چنیندر غم هجران او زار و نزارم الغیاث
۳
جان و دل از درد عشقش خون شد و هرگز دمیحال دل در پیش وی گفتن نیارم الغیاث
۴
جرعه از باده لعل لبش خواهم که منبی می لعلش مدام اندر خمارم الغیاث
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth