شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که یار ز رخسار پرده را بگشودبیا که هر چه نهان بود آشکار نمود
۲
بیا که مجلس ما بزمگاه مستانستبیاکه ساقی و جام است و بانگ ساز و سرود
۳
بیا و باده بنوش و زیان خود طلبچو ره بدوست نبردی، ز زهد خشک چه سود
۴
بیا که میکده در باز کرد باده فروشکه عارفانه بنوشیم می برغم حسود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth