شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بوددر بزم وصل دوست دلم در حضور بود
۲
ساقی چو داد باده به رندان می پرستهر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود
۳
روزی که خلق مست می مختلف شدندمستی جان ما ز شراب طهور بود
۴
با روی جان فروز وقد دلربای تومیلی بحور و جنت و طوبی قصور بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth