خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ما را میل دل جستن نشددرد و غم در پیش وی گفتن نشد
۲
وعده کرد امشب که آیم پیش توز انتظارش امشبم خفتن نشد
۳
عقل دوراندیش چندانی که کردجوی خون از دیده ها بستن نشد
۴
بر امید آنکه یارم می کشددر بدر گردیدم و کشتن نشد
صفحهٔ ۱ از ۲