خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکندبا من بیدل و آرام صفائی بکند
۲
چون طبیب دل بیمار جهانست بتمگو بیک بوسه مرا نیز دوائی بکند
۳
چه شود گر دل بیمار مرا شاه جهاناز شراب لب جانبخش شفائی بکند
۴
در ازل چونکه جفا لازم خوبی آمدراضیم آن صنم ازجور و جفائی بکند
صفحهٔ ۱ از ۲