شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بت عشوه‌ساز من! بی‌تو به سر نمی‌شوددلبر جان‌نواز من! بی‌تو به سر نمی‌شود
۲
حاصل روزگار من! مونس و غم‌گسار من!همدم جان زار من! بی‌تو به سر نمی‌شود
۳
باده تویی و جام، من، نور، تویی، ظلام، منشخص تویی و نام، من، بی‌تو به سر نمی‌شود
۴
گر تو بلای جان شوی، دل ببری نهان شویمونس دیگران شوی، بی‌تو به سر نمی‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth