خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
والله لیس غیرک فی عرصة الوجودچون هر چه بود جمله تویی غیر تو نمود
۲
رخسار تو بنقش جهان جلوه میکندعالم نمود حسن تو بود و جز این نبود
۳
عارف نظر بهر چه کند از سر یقینبیند عیان جمال تو از دیده شهود
۴
هر کس که روبروی تو آرد زهر چه هستگوی سعادت از همه آفاق او ربود
صفحهٔ ۱ از ۲