شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبرساقی رهان مرا زمن از جرعه دگر
۲
رندیم و باده نوش و بمیخانه معتکفز آواز نی برقص و رخ ساقی در نظر
۳
مست مدام نرگس ساقیم آنچنانکز دست بیخودی نشناسیم پاو سر
۴
جویای عیش و عشرتم ای پیر میکدهبا ما ز شاهد و می و میخانه گو خبر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth