شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبرتا مست دیدارت شدم از خود نمی‌یابم اثر
۲
ای همدم جان و روان جویی کنار از عاشقانبا ما چرایی سرگران رنجیده‌ای از ما مگر
۳
در عشق تو بیچاره‌ام، از خان و مان آواره‌اماز لطف خود کن چاره‌ام، دیدار بنما یک نظر
۴
ای شاه عالم‌سوز من وی ماه جان‌افروز منای ساز من ای سوز من کی بینمت بار دگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth