خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبردرد عشقت رابجان خواهد همیشه بیشتر
۲
در وفای عشق تو هرکس که جان و دل نباختکی توانش گفت عاشق، صورت بی جان شمر
۳
وه چه عیش است این که دلرا هست در ملک غمتکز غم عشق تو دارد هر زمان ذوقی دگر
۴
زاهد خود بین ندارد ای دل از دلبر خبررو خبر از عاشقی جو کز خودی شد بیخبر
صفحهٔ ۱ از ۲