خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگرچون مسافر حسن تو هر دم بمأوائی دگر
۲
من چنان حیران حسن روی یارم کز جهانجز نظر بروی ندارم هیچ پروائی دگر
۳
جز تماشای رخ معشوق و ناز و شیوه اشنیست عاشق را بعالم خود تماشائی دگر
۴
عاشقان را ذکر معشوقست مونس دایماغیر فکرش بیدلان را از کجا رائی دگر
صفحهٔ ۱ از ۳