خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگدر راه عشقت آمده پای خرد بسنگ
۲
مست شراب عشقم و از عقل بیخبرواعظ بما مگو سخن زهد و ریو و رنگ
۳
ناموس اگر برفت بعشق تو گو بروما را بعشق دوست چه پروای نام و ننگ
۴
صاحب دلان، دلا از من بیدل برد بزورهر دم بعشوه دگر آن یار شوخ شنگ
صفحهٔ ۱ از ۲