خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حالیا در بزم وصل دوست جامی میزنمبا می و معشوق لاف نیکنامی میزنم
۲
تا به ملک وصل جانان راه یابد جان مابیسر و سامان به راه عشق گامی میزنم
۳
چون به کوی زهد کاری برنیامد زاهداحالیا در میکده رندانه جامی میزنم
۴
من که در اقلیم تقوی خواجه بودم کنونپیش پیر میکده دم از غلامی میزنم
صفحهٔ ۱ از ۲