شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای مرهم درد درونمببین تا در غم عشق تو چونم
۲
غم عشق تو برد از من دل و دینبدست عشق تو زینسان زبونم
۳
چو هر دم حسن رویت می فزایداز آن هر لحظه در عشقت زبونم
۴
ز شوق حسن روی جانفزایتروانست از دو دیده جوی خونم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth