خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرمبالی به هم زنم ز سماوات بگذرم
۲
نهصد هزار دوره عظمی ورای عرشطیران کنم که جز به رخ دوست ننگرم
۳
هر لحظه به حسن دگر صدهزار باربینم جمال عارض آن ماه پیکرم
۴
در هر تجلیی ز جمالش شوم فناکلی حجاب هستی خود را ز هم درم
صفحهٔ ۱ از ۳