شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیمزین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم
۲
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوبسر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم
۳
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیمآمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم
۴
در بادیه عشق تو سرگشته حیرانچندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth