شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کونمی نماید پرتو حسن تو از مرآت کون
۲
پیش ازآن کاندر جهان این مصحف و اوراق بوددر کتاب حسن تو مکتوب شد آیات کون
۳
عالم از نور تجلی مینماید هست نیستحیرت عقلست در حسن رخت حالات کون
۴
فارغم از فکر غایات و بدایات جهاندر صفای روی تو دیدم همه غایات کون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth