خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز دیدن دیدار تو ای سرو خراماندرد دل ما را نبود مرهم و درمان
۲
از نور تجلی دو جهان گشت منورچون پرده برانداخت جمال رخ جانان
۳
حسن تو بیک عشوه دل و دین مرا بردگر حسن ازینست نه دل ماند و نه جان
۴
دل مایل خوبان شد ازآن رو که عیان دیدحسن تو درآئینه رخساره خوبان
صفحهٔ ۱ از ۲