خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدنبلبل آسا در پی گل، زار می باید شدن
۲
گر همی خواهی که بوی فقریابی در طریقبا همه کس چون گل بی خار می باید شدن
۳
گر تو پا در دایره عشقش نهی چون عاشقانبردرش سرگشته چون پرگار می باید شدن
۴
هرکجا باشد اگر وادی بود گر کوه طورهمچو موسی از پی دیدار می باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۳