خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل به درد عاشقی مردانه شو، مردانه شودر عشق و در شوریدگی افسانه شو، افسانه شو
۲
چون شهره و نام نکو آمد حجاب راه اودر کوی بدنامی درآ، رندانه شو، رندانه شو
۳
در گرد خشکی تا به کی گردی تو از وهم و خیالدر قعر بحر عشق رو، دردانه شو، دردانه شو
۴
خالی کن این جام و سبو از دردی هستی توآنگه شراب عشق را پیمانه شو، پیمانه شو
صفحهٔ ۱ از ۳