خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئیز نگار غم از آینه دل بزدائی
۲
جانا چه شود هر دم اگر روی چو ماهتبی پرده بدین عاشق دیوانه نمائی
۳
روشن شود از نور رخت ملکت جانماز چرخ دل آندم که چو خورشید برآئی
۴
ازآتش عشق تو نگر داغ بدلهاجانا تو چنین فارغ و بی درد چرائی
صفحهٔ ۱ از ۲