شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائیبغمزه چشم مست او ربود از من من و مائی
۲
گناه ما بگو تا چیست جز عشق تو ورزیدنکه مشهور جهان کردی مرا زینسان برسوائی
۳
دو عالم محو گرداند شعاع پرتو حسنتگراز خورشید رخسارت نقاب زلف بگشائی
۴
میان این همه غوغا ز تو سر عجب بینمکه از چشم جهان گشتی نهان در عین پیدائی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth