شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستیصورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی
۲
گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخستدر میانه نام عاشق ازکجا پیداستی
۳
گرنه حسن بیحدش کردی تقاضای ظهوراز چه رو عالم چنین پرفتنه و غوغاستی
۴
در لباس بود چیزی کی نمودی رخ عیانگرنه آن بودی که حق با جمله اشیاستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth