خلوتی با خواجوی کرمانی
بخش ۸۷ - رفتن سام در شب و دیدن پاسبان، او را و نومید آمدن
سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یاد آمدش یار شیرین سخنپریدخت گلروی سیمین بدن
۲
ز باد صبا بوی دلبر شنیددلش سوی گیسوی دلبر کشید
۳
چو افعی بپیچید و در تاب شدز چشمش جهان غرق خوناب شد
۴
در آن دم سرشکش گهرریز شدکه بحرین چشمش گهرخیز شد
صفحهٔ ۱ از ۳۸