خلوتی با ابوعلی عثمانی
بخش ۱۲ - ذوق و شرب
باب سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و از آن جمله ذَوق و شرْب است. و این عبارتی بود از انک ایشان یابند از ثمرات تجلّی و نتیجهاء کشف و پیدا آمدن واردهای بدیهی و اوّل این ذوق بود پس شرب و پس سیری، صفاء معاملت ایشان واجب کند ایشانرا چشیدن معانی و وفاء منازلات ایشان شرب واجب کند و دوام مواصلات سیری واجب کند، خداوند ذوق متساکر بود خداوند شرب سکران بود و خداوند سیری صاحی بود. هرکی دوستی او قوی بودشرب وی دائم بود و چون این حال دائم بود شرب او را سکر نیارد و اگر بحق صاحی بود از حظّ فانی بود، هرچه برو اندر آید اندرو اثر نکند و تغیّر نیارد و هرکه سرّ او صافی شد شرب او بر وی تیره نگردد و هرکه شرب او را غذا گشت از آن صبر نتواند کردن و بی آن باقی نبود. و گفته اند اندرین معنی. شعر:
۲
اِنّما الْکَأسُ رِضاعٌ بَیْنَنافاذَا مَا لَمْنَذُقْها لَم نَعِشْ
۳
هم اندرین معنی گوید:
۴
شَرِبْتُ الحُبَّ کَأساً بَعْدِ کَأسٍفَما نَفِدَ الشَّرابُ ولا رَوِیتُ
صفحهٔ ۱ از ۲