شعر را زندگی کن
خلوتی با نجم‌الدین رازی

فصل هشتم

باب سیم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قال الله تعالی: «و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی»
۲
و قال النبی صلی الله علیه‌و سلم: «الارواح جنود مجنده فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف».
۳
بدانک روح انسان از عالم امرست و اختصاص قربی دارد بحضرت که هیچ موجود ندارد چنانک شرح آن در فصول گذشته آمده است.
۴
و عالم امر عبارت از عالمی است که مقدار و کمیت و مساحت نپذیرد بر ضد عالم خلق که آن مقدار و کمیت و مساحت پذیرد و اسم امر بر عالم ارواح ازان معنی افتاد که باشارت «کن» ظاهر شد بی‌توقف زمانی و بی‌واسطه ماده و اگرچه عالم خلق هم باشارت «کن» پدید میآید اما بواسطه مواد و امتداد ایام «خلق السموات و الارض فی سته ایام». و آن اشارت که میفرماید «قل الروح من امر ربی‌» یعنی از منشا کاف و نون خطاب «کن» برخاسته ببدیع فطرت بی‌ماده و هیولا حیات از صفت «هوالحی» یافته قایم بصفت قیومی گشته او ماده عالم ارواح آمده و عالم ارواح منشا عالم ملکوت شده و عالم ملکوت مصدر عالم ملک بوده‌ جملگی عالم ملک بملکوت قایم و ملکوت بارواح قایم و ارواح بروح انسانی قایم و روح بصفت قیومی قایم «فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون».
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth