خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرابیم، از دل ای بیرحم گهگه یاد کن ما راسگ کوی توییم، آخر به سنگی شاد کن ما را
۲
دلم بار دگر لاف علامی میزند جاییبیا ای غم به مرگ تو مبارکباد کن ما را
۳
درت کعبه است و ما ارباب حاجت، رحمتی فرمارخت عید است و ما زندانیان، آزاد کن ما را
۴
به تنهایی بسی خون جگر خوردیم با یادتتو هم چون با حریفان باده نوشی، یاد کن ما را
صفحهٔ ۱ از ۲