شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداختچه خون که در جگر نافه‌های چین انداخت
۲
دلم که داشت تمنای خاکبوس درتبه عاقبت سخن خویش بر زمین انداخت
۳
به احتیاط قدم نِهْ دلا، که طُرّهٔ یارکمند حادثه در راه عقل و دین انداخت
۴
در آفتاب ستم گر بسوختم، چه کنمچو بخت، سایه بر احوال من چنین انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth