خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سرو قد تو در جویبار دیده رسدمرا خدنگ بلا بر دل رمیده رسد
۲
ز دیدن تو بلایی که میکشد دل منامیدوار چنانم که پیش دیده رسد
۳
به گرد آن خط مشکین کجا رسد نافهمگر صبا، که بدان طره خمیده رسد
۴
اگر چه بر رخ بستان دمید سبزه، ولیکگمان مبر که بدان خط نو دمیده رسد
صفحهٔ ۱ از ۲