خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمدبده جامی، که دیگر باغ را چشم و چراغ آمد
۲
چو بلبل با فغان، چون لاله در خون دلم، آریاز این گلشن نصیب عشقبازان درد و داغ آمد
۳
تو کاندر پای دل خاری نداری، گشت بستان رومن و کویش، که نتوان با دل غمگین به باغ آمد
۴
دلم آشفته تر گشت از خط نو خیز او، گوییدگر دیوانه را بوی بهار اندر دماغ آمد
صفحهٔ ۱ از ۲