شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای هر دم از جفای تو دل را غمی دگرعالم ز تو خراب و تو در عالمی دگر
۲
ایندم که در رکاب توام، خون من بریزترسم که عمر امان ندهد تا دمی دگر
۳
تیری زدی و ریش دل آسوده شد ز دردهان! ای طبیب خسته دلان، مرهمی دگر
۴
بلبل ز شوق نعره زنان در حریم باغگل هر زمان به مجلس نامحرمی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth