شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۰۱ - استقبال از سعدی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضورخوشم به خواری هجر و نگاه دورادور
۲
به گرد کوی تو گشتن هلاک جان من استچو پر گشودن پروانه در حوالی نور
۳
تنم چو موی شده، زرد و زار و نالانمز تاب حادثه، همچون به ریشم طنبور
۴
به سعی پیش تو قدری نیافتم، چه کنمکه شرمسارم از این گفت‌و‌گوی نامقدور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth