شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خط تو برطرف مه آورد شبیخوناز دیده روانست به هر نیم شبی خون
۲
خطی است به خون گل سیراب نوشتهآن سبزه نو رسته بر آن عارض گلگون
۳
سنگی که زدی بر سر ما بیجهتی نیستلیلی به تکلف شکند کاسه مجنون
۴
چندانکه زدم گریه بر این شعله جانسوزساکن نشد آتش ز درون، آب ز بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth