خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم با درد همزانو نشستهز ملک عافیت یک سو نشسته
۲
کجا رفت آنکه میگفتیم شبهاغم دل با تو رو در رو نشسته؟
۳
درون دل خیال قامتت، راستمرا تیری است در پهلو نشسته
۴
منم پیوسته در سودای زلفتز غم سر بر سر زانو نشسته
صفحهٔ ۱ از ۲