خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل نو به سفر رفته و سالی ماندهما ز اندوه میان تو خیالی مانده
۲
دل مهجور من از مویه چو مویی گشتهتن رنجور من از ناله چو نالی مانده
۳
به تمنای دهان تو همه عمر گذشتوز تو ماراست همین فکر محالی مانده
۴
لعلت از گوهر کانیست نشانی دادهرویت از نسخه مانیست مثالی مانده
صفحهٔ ۱ از ۲