خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به معمار غمت نو ساختم ویرانه خود رابه یادت کعبه کردم عاقبت بتخانه خود را
۲
فرو ماندند اطبای جهان از چارهام آخربه دردی یافتم درمان، دل دیوانه خود را
۳
ز سودایت چنان بد نام گشتم در همه عالمبه گوش خود شنیدم هر طرف افسانه خود را
۴
به گرد شمع رویت بس که گشتم ماندم از پروازسرت گردم چه زیبا سوختی پروانه خود را
صفحهٔ ۱ از ۲