خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک استکتان پیرهن گل ز روت صد چاک است
۲
کنایت از دهن توست سر جوهر فردبرون ز دایره فهم و حد ادراک است
۳
چو بگذری به سر کوی کشتگان غمتهزار جان گرامیت بند فتراک است
۴
نه دیده من مسکین نظاره باشد و بسنظارهات همه شب چشم هشت افلاک است
صفحهٔ ۱ از ۲