شعر را زندگی کن
خلوتی با خالد نقشبندی

غزل شماره ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چه نام است کزو سکه دین یافت رواجشد ازو مملکت کفر و ظلالت تاراج
۲
بندگانش همگی خرقه صد پاره به برپای بر تارک گردون و در آزرم ز تاج
۳
بر رخ قلزم امکان و وجوب ار نشدیذاتش آمیخته می گشت بهم عذب و اجاج
۴
شد نبی و ولی از جرعه جامش مدهوشابن عمران ارنی گفت و انا الحق حلاج
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth