خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کنی از لعل لب میل شکر ریختنهر طرف ارزان شود جان به لب آویختن
۲
خنده زنان هر زمان می نگری بر فلکعقد ثریا شود مایل بگسیختن
۳
مه همه تن رو شده چون نگرد بر رختنیست ورا چاره ای غیر زبگریختن
۴
از مژه ات ای صنم گشته مشبک تنمنادره پرویز نیست بهر شکر بیختن
صفحهٔ ۱ از ۲