خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارها این مشکل است این کارهازارها باید دل خود زارها
۲
تا زمین دل نگردد لایقشکی برآید از گلی گلزارها
۳
دل ز دستم رفت جانم شد خرابتار زلفش چونکه دیدم مارها
۴
بر مراد کس نه گردد هیچ چیزتا چه سازند عاشقان بیچارها
صفحهٔ ۱ از ۲